1- دانشجوی دکتری برنامهریزی توسعه آموزش عالی، گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران
2- دانشیار گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران. ، y.maroofi@uok.ac.ir
3- استاد گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران
چکیده: (7 مشاهده)
هدف: با توجه به اهمیت بازاندیشی اخلاقی در ساختار آموزش عالی، پژوهش حاضر با هدف درک و بررسی تجربه زیسته اعضای هیئت علمی و دانشجویان از حضور یا فقدان مؤلفههای شفقتورزی در محیط دانشگاه انجام شد.
روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری چند چشماندازی انجام شد. جامعه تحقیق شامل کلیه استادان و دانشجویان دانشگاه کردستان در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ بود. از میان آنها ۱۹ استاد و ۲۲ دانشجو با روش نمونهگیری هدفمند (تا رسیدن به اشباع نظری) انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری شد و با رویکرد تحلیل مضمون بر اساس الگوی براون و کلارک مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: یافتههای پژوهش در قالب دو مضمون اصلی شفقتورزی به مثابه بازتعریف نسبت قدرت در فضای آکادمیک و شفقتورزی به مثابه دوگانگی قدرت دستهبندی شد. نتایج، نشاندهنده تفاوت عمیقی میان تجربههای این دو گروه بود؛ استادان رفتار محبتآمیز و شفقتورزی خود را با مفاهیمی مانند چون مسئولیت حرفهای، اقتدار هدایتگر و تحمیل فشار ساختاری تجربه میکنند. درحالیکه دانشجویان همان وضعیت را در قالب جو اضطرابآور، اقتدار سلطهگر، منفعتطلبی و شفقت مشروط به مثابه ابزار تسلیم و کنترل تجربه میکنند.
نتیجهگیری: دستاورد نظری این پژوهش، معرفی مفهوم انتقادی شفقت به عنوان ابزار اعمال قدرت در زیست جهان دانشگاهی است. این مفهوم نشان میدهد که چگونه حمایت و مراقبت سازمانی میتواند از یک فضیلت اخلاقی و سازنده فاصله بگیرد و در چارچوب سلسلهمراتب دانشگاهی، به روشی پنهان برای باجگیری عاطفی، حمایتهای مشروط و سرکوب اراده و استقلال عمل دانشجو تبدیل شود.
نوع مقاله:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تخصصي دریافت: 1405/2/2 | پذیرش: 1405/4/10 | انتشار الکترونیک پیش از انتشار نهایی: 1405/5/16