1- دانشجوی دکتری مدیریت آموزشی، گروه مدیریت آموزشی و توسعه منابع انسانی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران
2- دانشگاه فردوسی مشهد ، d.ghoroneh@um.ac.ir
چکیده: (6 مشاهده)
هدف: دانشگاهها در هزاره سوم میلادی با چالشهای فزایندهای روبرو هستند، حل و فصل اینگونه چالشها مستلزم برخورداری از مدیران حرفهای میباشد. اگر حرفهایگرایی روسا دانشگاه مورد غفلت قرار گیرد، کاهش کیفیت دانشگاهها را به دنبال خواهد داشت. حرفهایگرایی در این پژوهش به مجموعهای از شایستگیهای تخصصی، تجربه مدیریتی، تعهد حرفهای، توان راهبری دانشگاه، مشارکت در شبکههای علمی و برخورداری از صلاحیتهای لازم برای اداره مؤثر دانشگاه تعریف شده است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف مرور نظاممند مطالعات مرتبط با حرفهایگرایی و مطالعه تطبیقی حرفهایگرایی رؤسای دانشگاههای برتر ایران و کشورهای منتخب انجام شد.
روش: برای دستیابی به این هدف ضمن بهرهگیری از روش پژوهش اسنادی از نوع مرور نظاممند به منظور مرور 109 سند علمی در زمینه حرفهایگرایی، از روش مطالعه تطبیقی از نوع بردی جهت تحلیل رزومه علمی-اجرایی روسای دانشگاههای برتر جهان (شامل امایتی، آکسفورد، استنفورد، امپریال کالج لندن، و دانشگاه ملی سنگاپور) و ایران (شامل دانشگاههای تهران، شهید بهشتی، فردوسی مشهد، شیراز و اصفهان) استفاده گردید. این دانشگاهها براساس روش نمونهگیری هدفمند (جامع بودن دانشگاه، جایگاه برتر آن دانشگاه در رتبهبندیهای علمی و میزان برخورداری روسای آنها از حرفهایگرایی) انتخاب شدند.
یافتهها: نتایج به دست آمده حکایت از آن دارد که از تحلیل منابع علمی این حوزه میتوان شش مضمون کلیدی را استنباط کرد: مولفههای حرفهایگرایی، عوامل موثر بر آن، باز تعریف مفهوم حرفهایگرایی، پیوند حرفهایگرایی با سایر مفاهیم، ارزیابی حرفهایگرایی، خطر تجاریسازی دانشگاه و راههای برون رفت از آن. همچنین بین روش انتخاب و انتصاب روسای دانشگاههای ایران و جهان تفاوت قابل ملاحظهای وجود دارد و حرفهایگرایی روسای دانشگاهها بر روی یک پیوستاری قرار دارد که یک سر آن مدیرانی دیده میشوند که از حداکثر تجربه و دانش تخصصی مورد نیاز در زمینه مدیریت آموزش عالی برخوردار هستند و سر دیگر آن مدیرانی با حداقل تجربه مدیریتی و تخصص در این حیطه حضور دارند.
نتیجهگیری: نتایج حاکی از آن است که حرفهایگرایی در مدیریت دانشگاهی سازهای چندبعدی مشتمل بر صلاحیتهای علمی، تجربه مدیریتی، مشارکت در شبکههای حرفهای، توان راهبری دانشگاه و سازوکارهای انتخاب مبتنی بر شایستگی است. همچنین مقایسه رؤسای دانشگاههای منتخب ایران و جهان نشان داد که در دانشگاههای برتر جهان، تجربههای مدیریتی متنوع، حضور در نهادهای ملی و بینالمللی و فرآیندهای انتخاب مشارکتی نقش مهمی در انتصاب مدیران دانشگاهی دارد؛ در حالی که در ایران انتصاب رؤسا عمدتاً مبتنی بر سازوکارهای متمرکز اداری است. بر این اساس، استقرار نظام شایستهگزینی، طراحی مسیر حرفهای مدیریت دانشگاهی و توسعه آموزشهای تخصصی رهبری آموزش عالی میتواند به ارتقای حرفهایگرایی مدیریت دانشگاهها کمک کند
نوع مقاله:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تخصصي دریافت: 1404/5/3 | پذیرش: 1405/4/10 | انتشار الکترونیک پیش از انتشار نهایی: 1405/5/16