حسین زارع، نسیم سعید، نعمتالله موسیپور، محمدرضا سرمدی، محمود هرمزی، دوره ۳، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۰ )
چکیده
تاریخ دریافت: ۲۴/۰۶/۱۳۸۹
تاریخ پذیرش: ۲۸/۱۱/۱۳۸۹
چکیده
هدف این مطالعه بررسی ارتباط آمادگی یادگیری خودراهبر دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاههای مجازی با پیشرفت تحصیلی آنهاست. در یک بررسی توصیفی ـ همبستگی، ۳۵۲ دانشجو در مقطع کارشناسی دانشگاههای مجازی خواجه نصیر، شیراز، علم وصنعت، و دانشکده علوم حدیث انتخاب شدند و برای بررسی متغیرهای پژوهش، به پرسشنامه گاگلیلمینو پاسخ دادند. میانگین نمرات آنها تا زمان مطالعه به عنوان شاخص پیشرفت تحصیلی در نظر گرفته شد. دادهها به کمک تحلیل رگرسیون ساده و چندگانه، تحلیل واریانس و آزمون آماری t محاسبه شد.
یافتههای حاصل از این پژوهش حاکی از این بود که بین آمادگی یادگیری خودْراهبر دانشجویان در محیط مجازی با پیشرفت تحصیلی آنها ارتباط وجود دارد و مؤلفههای توانایی کاربرد مهارتهای مطالعه و حل مشکل و خودپنداره مثبت بیشترین توانایی پیشبینی پیشرفت تحصیلی و بیشترین ارتباط را با آن دارند.
علی اکبر امین بیدختی، محمدعلی نعمتی، مریم زارع، دوره ۴، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۱ )
چکیده
تاریخ دریافت: ۰۹/۱۱/۱۳۸۹
تاریخ پذیرش: ۱۱/۰۴/۱۳۹۱
چکیده
مطالعه حاضردر راستای شناسایی الزامات تحقق دانشگاه پژوهی در دانشگاه های تهران انجام شده است. در این زمینه، ابتدا الزامات فوق از طریق مطالعه گسترده مبانی نظری و پیشینه تحقیق در دو گروه درون و بروندانشگاهی شناسایی شده و سپس با بهره گیری از روش دلفی دو مرحله ای، به تأیید ۴۸ نفر از خبرگان این حوزه رسیده است. پس از آن، به منظور تأیید نهایی ۹ الزام دروندانشگاهی و ۵ الزام بروندانشگاهی شناسایی و تأیید شده در مرحله نخست، دیدگاه های ۱۲۱ نفر از مدیران حوزههای آموزش، پژوهش و اداری- مالی دانشگاههای دولتی شهر تهران با بهرهگیری از پرسشنامه محققساخته، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که به استثنای الزام سیاسی که در مرحله اول روش دلفی حذف گردیده، سایر الزامات، مورد تأیید اعضای نمونه قرار گرفته است. همچنین، مدیران دانشگاه های مورد مطالعه، میزان موفقیت دانشگاه خود در دستیابی به این الزامات را در تمامی موارد- به جز دانشگاه شهیدبهشتی و خواجه نصیر در الزامات درون دانشگاهی و دانشگاه شهیدبهشتی و امیرکبیر در الزامات برون دانشگاهی- پایینتر از حد متوسط ارزیابی نموده اند. در نهایت، مجموعه راهکارهای پیشنهادی به منظور تحقق این الزامات در دانشگاه های کشور شناسایی گردیده است.
حسین جعفری ثانی، محمود سعیدی رضوانی، محسن زارعی توچینی، حمیده پاک مهر، دوره ۵، شماره ۲ - ( ۱۲-۱۳۹۲ )
چکیده
تاریخ دریافت: ۲۲/۰۱/۱۳۹۱
تاریخ پذیرش: ۰۴/۰۶/۱۳۹۲
چکیده
پژوهش حاضر با هدف شناسایی ویژگیهای برنامه درسی مبتنی بر آموزش الکترونیکی آموزش عالی، از منظر متخصصان برنامه درسی و فناوری اطلاعات صورت گرفت. جامعه آماری شامل ۲۲ نفر از متخصصان برنامه درسی و ۲۵ نفر از متخصصان فناوری اطلاعات دانشگاههای ایران بود که به صورت نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند و دیدگاه آنان در باره ویژگیهای عناصر برنامه درسی آموزش الکترونیکی (اهداف، محتوا، فعالیتهای یادگیری، راهبردهای تدریس، گروهبندی، مواد و منابع، زمان، مکان و ارزشیابی) مورد مطالعه قرار گرفت. یافتهها بر اساس پرسشنامه محقق ساخته با روایی و پایایی احراز شده، گردآوری شد. یافتهها نشان داد که متخصصان برنامه درسی ویژگیهای مؤلفههای فعالیتهای یادگیری، راهبردهای تدریس، گروهبندی، زمان، مکان و ارزشیابی برنامه درسی آموزش الکترونیکی را در مقایسه با آموزش حضوری دارای اهمیت بیشتر تلقی کردند، در حالیکه متخصصان فناوری اطلاعات، عناصر زمان و مکان را، دارای اهمیت بیشتر نسبت به آموزش حضوری دانستند. همچنین، بین میزان اهمیت مولفههای اهداف، محتوا، فعالیتهای یادگیری، راهبردهای تدریس، گروهبندی، مواد و منابع و ارزشیابی بین این دو گروه تفاوت وجود داشت. بهعلاوه در مؤلفههای زمان و مکان، هر دو گروه اهمیت یکسانی را در برنامه درسی آموزش الکترونیکی قائل بودند.
مریم سادات قریشی خوراسگانی، محسن نظرزاده زارع، دوره ۱۳، شماره ۲ - ( ۴-۱۴۰۰ )
چکیده
پژوهش حاضر از نوع آمیخته اکتشافی متوالی بود؛ بنابراین، بخش کیفی پژوهش به روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. مشارکتکنندگان پژوهش در بخش کیفی، مدیران و رهبران دانشگاهی با سوابق مدیریتی بودند که با استفاده از روش نمونهگیری معیاری و با در نظر گرفتن اشباع نظری در یافتهها، درمجموع با تعداد ۱۲ نفر مصاحبه انجام گرفت. ابزار جمعآوری دادهها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و روش تحلیل دادهها نیز روش تحلیل مضمون بود. برایپایایی دادههای بخش کیفی، از روش بازبینی توسط مشارکتکنندگان در پژوهش استفاده شد.یافتههای بخش کیفی نشان داد، چالشهای مرزگستری رهبران دانشگاهی در سه دسته چالشهای فردی (مهارتی و ادراکی)، سازمانی (ساختاری و زیرساختی – مالی) و محیطی (نهادی – اجتماعی) طبقهبندی شد. در بخش دوم پژوهش؛ با توجه به اینکه هدف، اعتباریابی مضامین اصلی و فرعی احصا شده بخش کیفی بود، بنابراین از رویکرد کمی و روش پیمایشی استفاده شد. جمعآوری دادهها، توسط پرسشنامه محقق ساخته شامل ۱۵ سؤال در مقیاس پنجدرجهای لیکرت و متشکل از ابعاد چالشهای فردی، سازمانی و محیطی انجام شد. پایایی پرسشنامه، با ضریب آلفای کرونباخ محاسبه و به ترتیب برای چالشهای فردی (۸۱۳/۰)، سازمانی (۸۶۱/۰) و محیطی (۷۷۱/۰) به دست آمد. جهت تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزار SPSS۱۶ و آزمونهای تی تک نمونهای و فریدمن بهره گرفته شد.نتایج بخش کمی نشان داد، با توجه به اینکه، میانگین چالش فردی (۲۵/۴)، چالش سازمانی (۴۵/۴) و چالش محیطی (۲۵/۴) از میانگین (۳) بیشتر بود؛ بنابراین، از دیدگاه مدیران و رهبران دانشگاهی، امتیاز همه ابعاد چالشها بیشتر از حد متوسط بوده و بر اساس مقدار t در سطح (۰۱/۰ = p)، نتایج معنادار بود. ازاینرو میتوان گفت، هریک از ابعاد کشفشده بخش کیفی، موردتوافق بالای مشارکتکنندگان در پژوهش بود. همچنین، اولویتبندی چالشها، به ترتیب چالشهای سازمانی، فردی و محیطی به دست آمد.
سید فاطمه زارع شیخکلائی، دکتر مرضیه دهقانی، محدثه خطاط، دوره ۱۴، شماره ۱ - ( ۱۰-۱۴۰۱ )
چکیده
یادگیری در فضای مجازی مفهومی است که با توجه به فناوریهای نوین در عرصه تعلیم و تربیت موردتوجه بوده است؛اما امروزه به دلیل شیوع ناگهانی ویروس کرونا، یادگیری در بستر فضای مجازی همگانی شده است، بهطوریکه غالب مؤسسات آموزش عالی بر مبنای فضای مجازی فعالیت میکنند. بااینحال برای بسیاری از دانشجویان بهویژه نو دانشجویان دوره کارشناسی که با فضای یادگیری سنتی عجین شدند با تجربیات متفاوتی همراه بودند. این پژوهش با هدف شناسایی بررسی دیدگاه نو دانشجویان دوره کارشناسی به یادگیری در بستر فضای مجازی به مطالعه میپردازد. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی انجامشده و روش منتخب در این پژوهش پدیدارشناسی از نوع توصیفی بوده است. میدان پژوهش موردمطالعه نو دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه تهران، شهید بهشتی، علامه طباطبائی، گیلان، یزد میباشد که بر اساس ملاکهای تعیینشده بهصورت هدفمند از نوع مطلوب و ملاکمحور انتخاب شدند و درنهایت با ۲۲ نفر از نو دانشجویان مصاحبه نیمهساختاریافتهای ترتیب دادهشد. با تحلیل و بررسی دادهها، یافتهها به چهار مضمون اصلی و ۱۸ زیر مضمون فرعی استخراج گشت که مضامین اصلی عبارتاند از: عوامل مربوط به دانشگاه، عوامل مربوط به اساتید، عوامل درون فردی دانشجویان و عوامل میان فردی دانشجویان. نتایج حاکی از آن است، یادگیری در فضای مجازی موانع زیادی برای دانشجویان به وجود آورده است. لذا توصیه میشود مسئولین، مدیران و اساتید دانشگاهها، تدابیر و تصمیمات مقتضی، قوانین موردنیاز در شرایط کنونی را تدوین کنند. همچنین بستر موردنیاز برای تغییر رویکرد یادگیری سنتی به یادگیری در بستر فضای مجازی و ترکیبی را در جهت اعتلای آموزش عالی فراهم نمایند.
هدف: پژوهش حاضر بر آن بود تا با نگاهی تحلیلی- انتقادی به سیاست جذب، ارتقاء و جبران خدمات اعضای هیئتعلمی پژوهشی در اسناد فرادستی جمهوری اسلامی ایران، به احصاء چالشها و آسیبهای موجود در این اسناد پرداخته و متعاقب آن به ارائه پیشنهادهایی برای برونرفت از آنها بپردازد. روش: در این پژوهش از روش خوانش سمپتماتیک استفادهشده است. این روش بهعنوان یکی از روشهای حوزه علوم اجتماعی است. در خوانش سمپتماتیک نیازی به نمونهگیری نیست؛ بنابراین، تمامی اسناد فرادستی کشور درزمینۀ جذب، ارتقاء و جبران خدمات اعضای هیئتعلمی پژوهشی انتخاب شدند. تجزیهوتحلیل در این روش بدینصورت انجام شد که در آغاز پژوهشگران اقدام به دستهبندی و طبقهبندی گفتههای آشکار موجود در متن هریک از اسناد مذکور پیرامون جذب، ارتقاء و جبران خدمت اعضای هیئتعلمی پژوهشی کردند. در ادامه با بررسی مجدد متنِ اسناد مذکور اقدام به بیان ناگفتههایی که در هریک از اسناد فرادستی پیرامون جذب، ارتقاء و جبران خدمات اعضای هیئتعلمی پژوهشی بود، کردند. یافتهها: درمجموع یافتههای حاصل از تحلیل اسناد فرادستی در دودسته کلی شامل گفتهها و ناگفتههای اسناد موجود شناسایی و متعاقب آن پیشنهادهای سیاستی ارائه گردید. بحث و نتیجهگیری:با توجه به اینکه چارچوب مأموریت مراکز پژوهشی با مراکز دانشگاهی در ایران متفاوت است، ازاینرو میبایست در نظام جذب و استخدام، ارتقاء و جبران خدمات اعضای هیئتعلمی مراکز پژوهشی به این موارد توجه جدی شود و نمیتوان یکرویه یکنواخت و ثابت را در این زمینه اعمال کرد.